۱۳۹۲ مهر ۲۳, سه‌شنبه

آیا آیه 2 در باب 33 تثنیه درباره محمد است یا درباره خدا

یکی دیگه از ادعاهای بشارت در تعالیم اسلامی اشاره به آیه 2 در باب 33 تثنیه است. به گفته آیه 1 این سخن موسی است که قبل از مرگ میگوید:

تثنیه - باب 33 - آیه 1-2: این برکاتی است که موسی، مرد خدا، قبل از وفاتش به قوم بنی اسرائیل داد. "خداوند از کوه سینا آمد، مانند خورشید بر فراز ادوم طلوع کرد و از کوه فاران بر قوم خود درخشید. آنگاه ده ها هزار فرشته با او بودند و قانونی آتشی در دست راست او."

در تعالیم اسلامی گفته میشه که کوه سینا مربوط به موسی میشه، ادوم مربوط به عیسی میشه و کوه فاران همان مکه امروزی است و مربوط به محمد میشه. قانون آتشی قرآن هستش و ده هزار فرشته هم لشگر محمد در حمله به مکه از مدینه است که به فتح مکه منجر شد. این ادعاها به دلایل زیر مبطل هستند:

اگه کتاب مقدس رو کامل بخونید کاملا مشخصه که کوه یا صحرای فاران نزدیکی اورشلیم(اسرائیل امروزی) هستش و درست جایی است که قوم بنی اسرائیل حدود 40 سال به دلیل سرپیچی از دستور خداوند چادر میزنند و از سمت کنعانیان مورد آزار و اذیت قرار میگیرند. پس فاران به هیچ عنوان نمیتونه مکه امروزی باشه. نکته بعدی اینه که این جملات در مورد خداوند داره صحبت میکنه و ربط دادن آنها به آدمی مثل محمد که به قول مسلمان ها آدمیزادی بیش نبوده، به نظر من کفر هست. نکته بعدی اینه که موسی داره این صحبت ها رو در حالت گذشته میکنه و در واقع این اتفاقات افتاده و چیزی نیست که بخواد در آینده اتفاق بیفته. درسته که بعضی پیشگویی ها در کتاب مقدس در حالت گذشته هستند چون که در خواب مثلا دیده شدند و بعد نوشته شدند توسط پیامبران، اما اینجا شما می بینید که طبق ادعا جمله اول اتفاق افتاده و دو جمله بعد قراره که بیفته و این شدنی نیست. پیش بینی یا همش در حال گذشته هست و هنوز اتفاق نیفتاده یا به طور واضح در حال آینده و این شامل کل پیشگویی میشه نه فقط قسمتی از پیشگویی. در آخر هم این که شما اگه کامل کتاب مقدس رو بخونید می بینید که این جملات درباره قوم بنی اسرائیله و اتفاقاتی که افتاده. قانون آتشی هم کاملا واضح هست که توارت هستش نه قرآنی که حدود 2000 سال بعد آمده. خداوند به طور مکرر با موسی به طور رو در رو در ارتباط بود و فقط کوه سینا نبود و همین طور برای فتح سرزمین مقدس به آنها کمک میکنه. با خوندن کامل کتاب مقدس بسیار راحت میشه این طور ادعاها رو بررسی کرد و نتیجه گرفت که راسته یا دروغ.

مهمترین دلیل برای رد کردن این ادعا اینه که موسی داره درباره خداوند یکتا صحبت میکنه و به هیچ عنوان نمیشه این صحبت ها رو به شخص خاصی ربط داد.

۷ نظر:

  1. هرچند در تورات به عبور بنی اسرائیل از سه سرزمین سینا و سعیر و فاران اشاره شده اما جملات این دعای برکت فقط اشاره به کوههای ان سه سرزمین دارد و مثلا جمله اخر که می گوید واز کوه فاران درخشان گردید به وضوح به تجلی خداوند بر فراز یک کوه در سر زمین فاران اشاره دارد و این درحالی است که تورات گزارش نداده که هنگام حرکت بنی اسرائیل در سر زمین فاران هیچ حادثه الهی بر فراز بر فراز کوهی در ان سرزمین اتفاق افتاده باشدو از طرفی فاران نام مناطق دیگری هم بوده مثلا یوسیفوس مورخ یهودی در قرن اول میلادی جایی را در داخل سر زمین فلسطین معرفی کرده که نامش دره فاران بوده پلینی مورخ رومی در قرن دوم میلادی واحه فیران در جنوب شبه جزیره سینا را با نام فاران معرفی کرده یاقوت حموی نیز در قرن سیزدهم میلادی خبر از فاران دیگری داده که در سمرقند بوده حتی در تورات یا بهتر بگوئیم عهد عتیق نام دیگری شبیه به این نام هست وان ایل فاران است که ظاهرا جایی نزدیک کوه سعیردر سرزمین ادوم و متصل به صحرا بوده است در سفر پیدایش ۶:۱۴ در تورات ذکر شده که حضرت اسماعیل در صحرای فاران ساکن شد وامروز هم قبر انحضرت و مادرش در حجر اسماعیل قرار دارد پس منظور تورات از صحرای فاران همین قسمت از صحرای حجاز است که کعبه معظمه در ان قرار داردجایی دیگر که هیچ گونه اثری از ان حضرت در انجا وجود ندارد منظور مناطقی دیگر که به نام فاران مشهور محل سکنای حضرت اسماعیل نمی باشد .

    پاسخ دادنحذف
  2. و بزرگترین واقعه در تایخ یعنی نزول وحی بر پیامبر اسلام در کوه حراء واقع در نزدیکی خانه خدا یعنی کعبه معظمه که قبر جدبزرگوارش اسماعیل و مادرش هاجر در کنار ان قرار دارد اتفاق افتاده واین همان معنای تجلی خداوند بر فراز کوه فاران که از تجلیات خداوند در کوه سینا و سعیر که شما ازان به ادوم نام برده اید کاملتر می باشد است.

    پاسخ دادنحذف
  3. طبق تورات بنی اسرائیل ابتدا از سینا وارد سرزمین فاران شدند وبعد با خارج شدن ازفاران به دور زدن کوه سعیر پرداختند.اما در این دعای برکت بعد از تجلی سینا به تجلی سعیر اشا ره شده ونام کوه فاران در انتها اورده شده .

    پاسخ دادنحذف
  4. همچنین لازم به ذکر است که طبق تورات بنی اسرائیل هیچگاه اجازه ورود به سرزمین سعیر(ادومیه)را نیافتند و مجبور شدند ان را دور بزنند پس نمی تواند محل تجلی خداوند بر انان باشد.

    پاسخ دادنحذف
  5. پس نتیجه می گیریم که تورات گزارش نداده که هنگام حرکت بنی اسرائیل هیچ حادثه الهی بر فراز کوه فاران و سعیر اتفاق افتاده هرچند نامهای سینا و سعیر در این بشارت در متن اصلی نه ترجمه شده به طور مجزا اورده شده انداما نام پاران صراحتا به عنوان یک کوه اورده شده است دانشمندان بر این باورند که هر سه نام مذکور در واقع سه کوه هستند و این که کلمه کوه فقط یک بار وان هم برای اخرین انها ذکر شده برای پرهیز از تکرار کلام بوده .دایره المعارف بزرگ یهود(جودائیکا)نیز همین نظر را دارد ومنظور از متن اصلی به عنوان مثال متن عبری می باشد نه متن ترجمه شده به فارسی که در بالا از ان استفاده شده است.

    پاسخ دادنحذف
  6. ترجمه اصلی به این صورت است.واین است برکتی که موسی مرد خدا قبل از وفاتش به بنی اسرائیل داد وگفت :یهوه از سینا امد واز سعیر برایشان طلوع نمود واز کوه فاران درخشان گردید وبا کرورمقدسین امد واز دست راست او برای ایشان شریعت اتشین پدید امدکه تجلی بر کوه فاران در مکه از دو تجلی دیگر کاملتر و چشمگیرتر است بر خلاف ترجمه ای که شما کرده اید .

    پاسخ دادنحذف
  7. نام سعیردر تورات به دو کوه مختلف اطلاق شده است کوهی در سرزمین ادوم در جنوب فلسطین و دیگری کوهی در سرزمین یهودا در نزدیکی اورشلیم کوه نخست کوهی است که عیسو(دومین پسر اسحاق و برادر یعقوب)ان را مسکن خود قرار دادودر سرزمینی به نام ادوم قرار گرفته که طبق تورات از جانب خداوند به اولاد او بخشیده شده است این نام از نام سعیر حوری گرفته شده که فرزندانش در اطراف کوه مزبور اقامت داشتند پذیرفتن این که مقصدو حضرت موسی(ع) در بشارت تورات اشاره به این کوه بوده باشد دشوار است زیرا بدین معنا خواهد بودکه در کوه مزبورپیامبری از ادومیان یعنی از نسل عیسو به نبوت می رسد در حالی که طبق تورات نسل عیسو از برکت نبوت که خداوند به اسحاق بخشید و سپس یعقوب ان را به دست اورد محروم هستند اما کوه دوم که نزدیک اورشلیم است موقعیت تقریبا معلومی دارد طبق تاکید انجیل ها حضرت عیسی(ع)در نزدیک بیت لحم به دنیا امد که نزدیک این کوه قرار دارد.

    پاسخ دادنحذف